|
ترجمه نقدهای راجر ایبرت
|
شب از آن ماست 

October 12, 2007
شب از آن ماست شعار پلیس نیویورک در دهه ی 80 بود ، که روی ماشین های پلیس حک شده بود و به عنوان قولی به مردم به عنوان جلوگیری از تجارت مواد مخدر در داخل نیویورک بود.در فیلم جدید جیمز گری که به همین نام است ، نبرد برای کنترل شب بیهوده است. و برادرانی در یک خانواده هرکدام خود را در طرفی می بینند.
خواکین فونیکس که نقش بابی گرین را بازی می کند که اسم واقعی اش هم نیست ، به عنوان مدیر موفق کاباره ای در بروکلین است .هرشب در میان جمعیت در کاباره حرکت می کند ، با آنها خوش و بش می کند ، همه چیز را کنترل می کند و همه چیز را زیر نگاه دارد. و خود او عشق دختری زیباست .(اوا مندز). کاباره متعلق به یک مهاجر روسی به نام مارات بوجایف (مونی موشونوف) است که لبخند هایش صمیمانه به نظر می رسد. ولی به چه کسی گفته شده که کنترل مواد را در دست بگیرد. یکی از اقوام بوجایف به نام وادیم (الکس وادو) یک دلال مواد است و از آن کاباره به عنوان مکان توزیع مواد استفاده می کند. بابی در این کار دست ندارد و قبول می کند که دخالت نکند و هیچی درباره آن نپرسد و فقط مدیریتش را انجام دهد.
پدر بابی برت گروسنکی (رابرت دوال) است.که رئیس پلیس آن ناحیه است.برادر بابی ژوزف (مارک والبرگ) است و به عنوان پلیسی شجاع زیر دست پدرش کار می کند. اگر می دانستند که بابی فرزندی از آن خانواده است زندگی اش در خطر می بود.
همه چیز به مرحله بحرانی می رسد. وادیم از بابی می خواهد که به تجارت مواد بپردازد. در همین حال هم رئیس پلیس دستور به سخت گیری بیشتری می دهد.ژوزف در راس امور قرار دارد. پلیسی به کاباره حمله می کند و جنگ سختی بین پلیس و افراد کاباره در می گیرد که تا سرحد مرگ باهم می جنگند. پدر بابی از او می خواهد که برای او کار کند و می گوید "ما مواظبت خواهیم بود" ولی بابی قبول نمی کند.
فیلم مرحوم شده ی اسکورسیسی هم که اهام شده بود از فیلمی هنگ کنگی در باره ی دو نفر بود که در دو طرف ماجرا قرار دارند ،. جیمز گری فیلم های دیگری هم دارد. شامل فیلمی درباره اعضای جنایتکار یک سندیکای روسی در نیویورک است. از دیگر فیلمهای او اودیسه (1994) و theyards (2000) ( که والبرگ و فونیکس هم در آن فیلم با هم بودند.) فیلم اولی جایزه ی شیر نقره ای ونیز را به دست آورد و دومین فیلمش و همین شب از آن ماست در جشنواره کن نمایش داده شده است. ولی شب از آن ماست نسبت یه دو فیلم قبلیش کمتر واقعی به نظر می رسد ، شاید به خاطر فیلم مرحوم شده ی اسکورسیسی شاید هم به خاطر اینکه شخصیت های روسی بدذات و شریر هستند. (چهره ی روسی ها را در فیلم وعده های شر قی زشت تر هم می بینیم).
فیلم با انرژی ساخته شده و بازیهای خوبی هم از بازیگران می بینیم . تنها چیز غیر منتظره در این فیلم این است که آماد اجارز(اما مندز) با آن زیبایی مسحور کننده اش در فیلم به خاطر عشق وجود دارد نه به خاطر پول. واقعا بابی را دوست دارد و او را نصیحت می کند که این کمی غیر منتظره است.
بابی خود یک معماست . او رسمیت و محبوبیتی که شغلش به او می دهد را دوست دارد . ولی او نمی خواهد واقعیت را قبول کند . او روابطش را با خانواده حفظ کرده در حالی که که او از مبارزه برعلیه پدر و برادرش استقبال می کند .
من چند تا سوال دارم . در دنیای کوچک پلیس ها و دزدها در بروکلین 1. آیا کسی که اسمش را عوض می کند هویتش هم عوض می شود؟2.آیا پلیس ها هوای خودشان را ندارن وقتی که می دانند در معرض خطر هستند؟
این فیلم فیلمی جوگیرانه است ، با بازیهای خوب و صحنه هایی که جلوتر از ما حرکت می کنند. شب از آن ماست شاید به سوالات ما درباره مالکیت جواب ندهد ولی جستجو می کند که چه کسانی در شب ها زندگی می کنند و چرا.